به گزارش شهرآرانیوز، آنچه امروز رخ میدهد، پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر است. آمریکا که روزی با «محاصره اقتصادی» و «فشار حداکثری» وارد میدان میشد، اکنون با «ذخایر غذایی رو به اتمام» ناوهایش، «محبوبیت ۳۷ درصدی» رئیسجمهورش و «بحران انرژی» در اروپا، مجبور به عقبنشینی تاکتیکی شده است. ایران، اما با «دستی پر» پای میز مذاکره مینشیند؛ دستی که علاوه بر ذخایر اورانیوم، تنگه هرمز و حقوق بینالملل را در مشت دارد. آنچه در ۵۱ روز گذشت، نه تنها یک پیروزی نظامی، که یک «جهش ژئوپلتیک» بود؛ جهشی که ایران را از «هدف تحریم» به «قطب قدرت» تبدیل کرد و به جهان نشان داد که در قرن بیست و یکم، «زور» جای خود را به «حق» و «اقتدار منطقی» داده است. اکنون توپ در زمین آمریکاست؛ یا پذیرش شروط منصفانه، یا ادامه باتلاقی که ترامپ خود در آن گرفتار شده و از آن هراس دارد.
در حالی که دونالد ترامپ با حملاتی تند به «باراک اوباما» و «جو بایدن خوابآلود»، برجام را «بدترین توافق تاریخ» میخواند و ادعا میکند اگر آن توافق را لغو نکرده بود، اکنون «بمبهای اتمی» علیه پایگاههای «عزیز» آمریکا به کار میرفت، واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید: همان ترامپِ مدعی قدرت، اکنون مجبور است هیئتی را به اسلامآباد بفرستد و با دستهایی پر از التماس، منتظر پاسخ تهران برای حضور در میز مذاکره بنشیند. این تناقض آشکار، پرتکرارترین سوژهای است که این روزها جهان را به خود مشغول کرده است؛ ابرقدرتی که پنجاه یکی دو روز پیش با «فشار حداکثری» وارد میدان میشد، حالا در باتلاقی که خود ایجاد کرده، دست و پا میزند و با فحاشی به روزنامهنگاران و رقبای داخلی، سعی در پنهان کردن عمق شکست خود دارد.
شکست نظامی و پایان تکقطبیگری
اسکات ریتر، افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، صراحتاً اعلام میکند: «ایالات متحده دور اول جنگ با ایران را قاطعانه باخت. اگر ترامپ تصمیم به دور دوم بگیرد، نتایج فاجعهبار خواهد بود.» رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز اذعان کرده که «جنگ در چندین جبهه، هزینههای بسیار سنگینی برای این رژیم به همراه دارد.» در این میان، تحلیلگران بینالمللی از «نظم نئومدرن شبیه قرون وسطی» سخن میگویند. فارن پالیسی مینویسد: «آمریکا دیگر قدرت انحصاری جهان نیست.» رئیسجمهور بلاروس اعلام میکند آمریکا در جنگ با ایران «شکست خورد» و به جهان نشان داد «قدرت مطلق نیست.» حتی آدامو گاربا، نامزد پیشین ریاستجمهوری نیجریه، ایران را به عنوان «قطب چهارم قدرت» جهان در کنار آمریکا، روسیه و چین معرفی میکند.
دیپلماسی پارادوکسیکال
در این بستر پیچیده، پاکستان به عنوان میانجی ظاهر شده است. فرمانده ارتش پاکستان به ترامپ گفته است که «محاصره دریایی تنگه هرمز مانعی برای مذاکرات است» و ترامپ قول بررسی داده است. با این حال، ایران با هوشیاری کامل، هنوز پاسخ قطعی برای حضور در دور دوم مذاکرات نداده است. عراقچی تاکید میکند که «نقض مستمر آتشبس توسط واشنگتن» و «لفاظیهای دوگانه»، روند دیپلماسی را مختل کرده است. پزشکیان نیز با صراحت میگوید: «مردم ایران زیر بار زور نمیروند.» این در حالی است که یدیعوت آحرونوت گزارش میدهد آمریکا اسرائیل را «به طور مستمر» در جریان مذاکرات نمیگذارد و ترامپ «میخواهد به خاسته ایران تن دهد.»
ترامپ در حالی که با ادبیاتی توهینآمیز، دیوید ایگناتیوس را «روزنامهنگار بیارزش» میخواند و مدعی میشود توافق جدید «بسیار بهتر از برجام» خواهد بود، در داخل آمریکا با بحرانی بیسابقه روبروست. نظرسنجیها نشان میدهند محبوبیت او به ۳۷ درصد سقوط کرده و ۷۴ درصد از نسل زد آمریکا با جنگ علیه ایران مخالفند. این نارضایتی به قدری شدید است که ترامپ مجبور شده برای حفظ پایگاه رایاش، به سراغ «جو روگن»، پادکستری که جنگ را «دیوانهوار» خوانده بود، برود و او را «انسان فوقالعاده» بنامد. در سوی دیگر، ژنرالهای بازنشستهای، چون ویلیام مکریون، او را متهم میکنند که «ما را در مقابل فرزندانمان شرمنده و در صحنه جهانی تحقیر کرده است». این آشفتگی داخلی، در سیاست خارجی نیز تجلی یافته؛ جایی که ترامپ یک روز ادعا میکند فرمانده ارتش پاکستان «هیچ توصیهای درباره محاصره نکرده» و روز دیگر مجبور میشود قول «بررسی» لغو محاصره دریایی را بدهد.
در حالی که کاخ سفید در تناقض به سر میبرد، تهران با استناد به حقوق بینالملل، بازی را تغییر داده است. برای نخستین بار در تاریخ، تنگه هرمز به طور دوطرفه بسته شده و هیچ نفتکشی از آن عبور نکرده است. استاد حقوق دانشگاه کلرادو و حلا جابر، روزنامهنگار معتبر، تأکید میکنند که ایران هرگز کنوانسیون حقوق دریاهای ملل متحد (UNCLOS) را نپذیرفته و بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو و رژیم «عبور بیضرر»، حق دارد برای عبور کشتیها از آبهای سرزمینیاش هزینه دریافت کند. این یعنی آنچه واشنگتن «دزدی دریایی» میخواند، در واقع اعمال حاکمیت قانونی است. عراقچی با تاکید بر اینکه «امنیت تنگه هرمز رایگان نیست»، خطوط قرمز را روشن کرده: یا بازار نفت آزاد برای همه، یا ریسک هزینههای سنگین. این موضعگیری، تنگه را از یک آبراه به ابزاری راهبردی برای مذاکره تبدیل کرده است.
بسته شدن تنگه هرمز، زلزلهای در اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. ذخایر جهانی نفت ۴۵ میلیون بشکه کاهش یافته و روزانه ۱۲ میلیون بشکه از تولید نفت جهان دچار اختلال شده است. قیمت نفت از ۷۰ دلار به بیش از ۱۱۰ دلار جهش کرده و قیمت بنزین در آمریکا از ۲.۹۸ به ۴.۰۸ دلار در هر گالن رسیده است. صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که تورم در آمریکا معکوس شده و حتی اگر جنگ فردا تمام شود، آثار جهانی آن یکشبه از بین نخواهد رفت. در اروپا، کمیسیون اروپا به شهروندان توصیه میکند «از خانه کار کنند» و قیمت شاخص گاز به ۴۳ یورو در هر مگاوات ساعت رسیده است. این فشار اقتصادی، امارات را وادار کرده به واشنگتن هشدار دهد که در صورت عدم تأمین دلار، نفت خود را به یوان خواهد فروخت؛ زنگ خطری برای پایان هژمونی دلار.
در جنگ نرم، ایران با تولید ویدیوهای طنز و هوش مصنوعی که ترامپ و نتانیاهو را هدف قرار میدهد، «زبان قرن ۲۱» را به دست گرفته است. الپاییس اسپانیا مینویسد: «ایران در نبرد تبلیغاتی علیه ترامپ پیروز شد.» در مقابل، بیاعتباری رضا پهلوی به دلیل حمایت از جنگ و روابط با اسرائیل، روایت اپوزیسیون خارجنشین را «ضعیف» کرده است. این پیروزی نرم، در حالی رخ میدهد که ۷۴ درصد از نسل زد آمریکا با فلسطینیها همدردی میکنند و نارضایتی از مدیریت ترامپ در جنگ ایران، سریعتر از عراق در حال گسترش است.